محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
13
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
مىكنى ؟ اى خاندان [ رسالت ] رحمت خدا و بركتهاى او بر شماست كه او ستوده و بزرگوار است » « 1 » ، مىبينيم كه فرشتگان از سوى خدا با مادر اسحاق سخن گفتهاند و او را به اسحاق و يعقوب مژده دادهاند ، و اين نشان مىدهد كه او « نبى » است ، و ممكن نيست كه فرشتگان جز با « نبى » اين گونه سخن گويند . « 2 » آشكارتر از اين ، فرستاده شدن جبرئيل نزد مريم مادر مسيح است . در اين آيهها : « ما روح خويش را به سوى مريم فرستاديم و او در پيكرهء انسان آراستهاى به دو نمودار شد ، مريم گفت : من از تو اگر پارسا باشى ، به خداى رحمان پناه مىبرم ، گفت : من تنها فرستادهء پروردگار تو هستم و [ آمدهام ] تا به تو پسرى پاكيزه ببخشم . . . » آيههايى كه آشكارا نبى بودن مريم را نشان مىدهند ؛ و اين كه خداوند در جايى ديگر او را « صديقه » خوانده است « و امّه صديقه » « 3 » ( - و مادر مسيح صديقه بود ، يعنى بسيار درست كردار ) ، با نبى بودن او ناسازگارى ندارد ، چرا كه خداوند يوسف را نيز كه بىگمان رسول و نبى است ، « صديق » خوانده است : « يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ » « 4 » در تفسير روح المعانى نيز آمده است كه « 5 » نبى بودن مريم سخنى زبانزد است و گروهى از بزرگان چون تقى الدين سبكى در حلبيّات و نيز ابن سيد آن را برگزيده و گفتهاند كه آوردن نام او در سورهء انبياء ، همراه نام پيامبران ، قرينهاى محكم بر نبى بودن مريم است ، اما استدلال به آيهء « وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا » * درست نيست ، چرا كه در آن آيه سخن از ارسال است و نه برگزيدن نبى و مىدانيم كه رسول اخص از نبى است و نفى اخصّ ( رسول بودن زنان ) نفى اعم ( نبى بودن زنان ) را از پى ندارد . دربارهء مادر موسى نيز داستان همينگونه است ، يعنى او نيز نبى است . چرا كه خداوند به او نيز وحى كرد « 6 » چنان كه فرمود : « و ما به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او ترسيدى او را به آب افكن و نترس و اندوه مخور كه ما او را
--> ( 1 ) . « وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ * فَلَمَّا رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ * وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ * قالَتْ يا وَيْلَتى أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلِي شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ * قالُوا أَ تَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَ بَرَكاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ » ( سورهء هود ، آيات 69 - 73 ) ، نيز بنگريد به : تفسير ابن كثير ، 4 / 264 - 266 ؛ تفسير طبرى ، 15 / 381 - 400 ؛ تفسير قرطبى ، 329 - 3299 ؛ تفسير المنار ، 12 / 105 - 108 . ( 2 ) . ابن حزم ، همان ، 87 . ( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 75 . ( 4 ) . سورهء يوسف ، آيهء 46 . ( 5 ) . آلوسى ، تفسير روح المعانى ، 3 / 154 . ( 6 ) . ابن حزم ، همان ، 88 .